دستگیری ، سانسور رسانه ها و ترس کوتوله های کودتاچی از عزاداری سبز







اما سوال اساسی این است ، وقتی که ما دولتی را کودتایی و غیر قانونی می دانیم ، چرا باید از آنها مجوز بخواهیم؟!! آقایان موسوی ، کروبی ، خاتمی و هر کس دیگری که در کنار مردم قرار می گیرند با بیانیه ای مشترک ، روز خاصی را برای راهپیمایی سراسری ( ترجیجا راهپیمایی سکوت ) اعلام کنند . تا سیه روی شود هر که در او غش باشد .















بیت آغا سیدعلی کاشانه ی فساد است
حالا هر کاری که دلتان می خواهد بکنید و آخرین تلاشهایتان را برای بقا به خرج دهید . از نمایش پاره کردن عکس خمینی تا مخفی کردن شعارهای ضد خامنه ای دیکتاتور .... مانند تمام دیکتاتورها عمرتان به سر رسیده است . این همه تجاوز ، کشتار ، شکنجه و زندان مگر شوخی است که ملت بر آن چشم ببند و اجازه دهد بر مسند دیکتاتوری تان بمانید . وعده ما محرم سبز


حال آنکه همه ی ما می دانیم شما چگونه روحتان را به جلاد زمان فروحته اید و حکم گلوله هم گرفته اید . جنبش سبز ما از ماموران شیاد شیطان نمی ترسد .
آه از این قوم ریایی که در این شهر دروغ
روز ها شحنه و شب باده فروشند همه
شفیعی کدکنی
از حالا می دانیم که به جای گل ، گله های تان گلوله نثار ملت خواهند کرد . قلب ، روح و حافظه ی ملت پر از یادگار بی رجمی ها و خشونت های شماست . این هم گوشه ای از تصاویرش :
.









ژنرال بی ستاره - نیاز به کفش نداره
از او استقبال کردند .
یاشاسین ایرانیمیز - یاشاسین آذربایجانیمیز


|
میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که : آخه خدا، این چه وضعیه آخه؟ ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان ! هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن ، میگن بدون ''بنز'' و ''ب ام و'' جایی نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد!
آقا خدا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقیه میفروشن . خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه، فرزندان من هستند و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نسیت ! برو یک زنگی به شیطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی یعنی چی!!! جبرئیل میره زنگ میزنه به شیطان... دو سه بار میره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بفرمایید؟ جبرئیل میگه: آقا سرت خیلی شلوغه انگار؟ شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا ! شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت میگم نکن!!! جبرئیل جان، من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن |


به دست دژخیمان و دیکتاتوری نظامی شاه به شهادت رسیدند . حکومتی که بانی آن (رضا شاه ) به دست بیگانگان به قدرت رسید و به دست بیگانگان تبعید شد و باز به دست بیگانه ، پسرش به جانشینی منصوب شد .

چرخ روزگار چرخید و جکومت مطلقه و دست نشانده پهلوی برچیده شد . اما متاسفانه بخت با ایران یار نبود و این بار دیکتاتوری بدتری با نام دین و خدا و با عمامه و نعلین ، همانند کابوسی بر زندگی مردم سایه افکند ودر کنار دیگر فجایع ، ۱۸ تیر را برای دانشجویان رقم زد .

شاه ۱۶ آذر و آخوند ۱۸ تیر را برای دانشجویان رقم زدند . آیا دقت کرده اید که سلطنت طلبان شاه اللهی و تلویزیون های آنان که با سوء استفاده از نارضایتی مردم ، تلاش می کنند تا بر موج سوار شده و به جایی برسند؟ آنها همه را به حضور در روز ۱۶ آذر دعوت می کنند و با رندی چشم بر بانی و به وجود آورنده چنین روزی می بندند! اما هم شاه اللهی ها و هم حزب اللهی ها از یک نکته غافلند که : اینک پس از این همه جنایات رژیم ملایان ، جنبش سبز مردم ایران به پشتوانه تجارب گرانی که به بهای خون هموطنانش به دست آورده است ، با هوشیاری عمل نموده و در دام فریب هیچکس نمی افتد و تا روزی که به خواسته برحق خود که همانا داشتن حکومتی دمکراتیک است از پای نمی نشیند . حکومتی که در آن ، ایران برای همه ایرانیان بوده و هر زن و مرد ایرانی قادر باشد بر اساس رای ملت ، به اداره امور کشور گمارده شود .



زنده باد مردانی که مانند مولای شان علی وقتی می خواهند به فقرا کمک کنند، شبها نانی در دست می گیرند و چهره پنهان می کنند تا فقرا از فقر خود خجالت نکشند. زنده باد وزیر ولی فقیه پیرو عدل علی که چنین به فکر فقرا هستید.
زنده باد خدمتگذاران ملت که دخترکان معصوم و فقیر را جلوی دوربین به صف می کشند تا وزیرولی فقیهش بسته دوهزارتومانی متهلق به خود ملت را به دست بگیرد و وقتی عکاس شروع کرد به عکاسی کردن، با لبخندی که به زور روی لب هایش ماسیده است، پول بدهد به بچه ها و مدیر موسسه به بچه ها بگوید: بچه ها لبخند بزنید، دارند عکس می گیرند. لبخند بزنید تا آقای وزیر نشان بدهد که تا چه حد فرزندان ایرانزمین را دوست می دارد.
زنده باد مدیران عزیزی که دخترکان معصوم رها شده در خیابان ها را به خانه های اخلاق و انصاف می آورند تا به جای اینکه آنان به خودفروشی بیفتند، جلوی دوربین های وقیح و کثیف تبلیغات پوپولیستی و احمقانه نظامی که بوی لجن می دهد، به آنها پول بدهند و برای خودشان آدم بخرند.
زنده باد نظامی که برای سربلندی ملت همه کار می کند، همه تلاشش را می کند تا مردم را به بردگانی تبدیل کند که مستقیما و جلوی دوربین از دولت پول می گیرند. زنده باد مردم سالاری احمدی نژادی که جهان را تکان داده است.
و زنده باد مردانی که حیثیت امام شان را که هزار بار گفته اند در خفا و در نهان به فقرا چیزی می داد تا آنان شرم نکنند، حیثیت امام علی شان را به دو روز دولت بی عرضه بی کفایتی می فروشند تا بچه ها با چشم خودشان ببینند و باور کنند که تمام آن افسانه ها دروغ بود.
ایستادم، آقای وزیر آمد، به هر کدام مان یک اسکناس دو هزار تومانی دادند، خانوم مدیر گفت هر وقت پول دست تون دادند و عکاس عکس گرفت لبخند بزنید. ولی من خجالت می کشیدم. توی خیابون وقتی گدایی می کردیم کسی ازمون عکس نمی گرفت. راستی آقای عکاس! این عکس ها رو کجا چاپ می کنین؟
آقای خامنه ای!چه می کنید با این ملت؟
آقای ولی فقیه! ما که دین نداریم. لااقل بگذارید فکر کنیم علی آزاده بود.
آقای ولی فقیه! ما که می دانیم عدالت شما دروغ است و جز برای خودتان کاری نمی کنید، لااقل بگذارید فکر کنیم امام علی تان مثل شما دروغگو نبود.
آقای وزیر ولی فقیه! ما که می دانیم فقیریم و اگر از اینجا بیرون مان کنند، شب را باید .... بخوابیم و دو سال بعد هم بفروشندمان به یک ..... رسمی، لااقل حالا بگذارید در همین جا در بدبختی مان بمانیم، چرا عکس مان را می گیرید؟
نگذارید بچه ها شک کنند که خوبی مرده است ........